|
|
|
|
![]() نمیدونم فیلم ضیافت مسعود کیمیایی رو دیدید یا نه ولی بهر حال این جمعه من به همراه 9 نفر از دوستان هم دبیرستانی بعد از ده دوازده سال بیخبری از هم هویجوری ییهو(با لهجه نادرسلیمانی خوانده شود!) مثل فیلم هندیها همدیگرو پیدا کردیم و یه قرار کوهنوردی گذاشتیم و خیلی هم خوش گذروندیم .جالبه یکی دکتر شده یکی مهندس یکی دستفروش یکی معلم میشه و یکی میشه باده فروش! توصیه میکنم حتما همه از این کارا بکنن خیییییییییییییلی واسه روحیه خوبه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:8 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() در بیکرانه دنیا دو چیز عجیب افسونم میکند
آبی آسمان را که می بینم و می دانم که نیست....
و خدا را که نمی بینم و می دانم که هست..... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 9:35 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
در اینجا چهار زندان است به هر زندان دو چندان نقب در هر نقب چندین حجره در هرحجره چندین مرد در زنجیر ... از این زنجیریان یک تن زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب دشنه ای کشته است از این مردان یکی در ظهر تابستان سوزان نان فرزندان خود را بر سر برزن به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشته است از اینان چند کس در خلوت یکروز باران ریز بر راه رباخواری نشسته اند کسانی درسکوت کوچه از دیوار کوتاهی به روی بام جسته اند کسانی نیم شب در گورهای تازه دندان طلای مردگان را می شکستند من اما هنچکس را در شبی تاریک و توفانی نکشته ام من اما راه بر مرد ربا خواری نبسته ام من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام
در اینجا چهار زندان است به هر زندان دوچندان نقب و در هر نقب چندین حجره در هر حجره چندین مرد در زنجیر در این زنجیرنان هستند مردانی که مردار زنان را دوست می دارند دراین زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد من اما در زنان چیزی نمی یابم ... گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان خاموش من اما در دل کهسار رویاهای خود جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی که می رویند و می پوسند ومی خشکند ومی ریزند , با چیزی ندارم گوش مرا گر خود نبوداین بند شاید بامدادی همچو یادی دورو لغزان می گذشتم از تراز خاک سرد پست جرم این است جرم این است |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 9:36 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||