|
|
|
|
|
این فایل کم حجم (۲۳۵کیلو بایتی) پاور پوینتی را دانلود کنید و به سوالات آن پاسخ دهید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 14:28 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
My wife dresses to kill. She also cooks the same way. I asked her, "Where's the car?" She replied, "In the lake." I haven't spoken to my wife in 18 months - I don't like to interrupt her. So I got myself two girlfriends. The father replied, "I don't know son, I'm still paying." ************ The next day he received a hundred letters. They all said the same: "You can have mine." It only seems longer. ************* The man thinks for a moment and says, Okay, give me a million dollars and beat me till I'm half dead." |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:29 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این فیلم از تلویزیون مستقر در میدان آزادگان کرج گرفته شده
خدا به خیر بگذرونه |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:21 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:7 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:25 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:14 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
طاق کوچک طاق بستان
طاق بزرگ طاق بستان
فرشته نگهبان سمت راست
فرشته نگهبان سمت چپ آسیب دیده و مرمت شده!!
بزم خسرو پرویز
نمای طاقبستان در شب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:11 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
ایران بزرگ است و مرهون بزرگواریهای ایرانیان در سراسر تاریخ، و چه کسی میتواند افتخار کند که از قوم شریف کرد، ایرانی تر است. سید محمد خاتمی-سنندج-فروردین ۷۶
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:38 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
حول و حوش ساعت ۳:۴۵ بعد از ظهر بود که یهو دیدم همه مساجد شهر شروع کردن به اذان گفتن. اولش شوکه شدم..بعدش یادم اومد که اهل سنت نماز ظهر و عصرشون و همچنین نماز مغرب و عشا رو جدا میخونن و قاعدتا برای هر کدومشون مساجدشون اذان جدایی میگه..بالغ بر ۹۰ درصد شهر سنی هستند.نمیدونم فلسفه یه گلدسته بودن مساجد اهل سنت و دوگلدسته بودن مساجد اهل تشیع چیه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:29 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:23 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
پارک جنگلی آبیدر سنندج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:19 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
آبیدر سنندج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:15 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
سایه من در آبیدر |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:12 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
استراحت دو سرباز خسته در سایه درختان آبیدر سنندج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
یک درخت صنوبر واقع در آبیدر سنندج که به شیوه زیبایی حرس شده |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:7 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
اینجا پارک جنگلی آبیدر سنندج است، بعد از یک ماموریت خسته کننده واقعا دلچسب بود |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:2 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:23 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
مرد...برو پایین...پایینتر...برای دیگران آبی بجوی تا نانت را به دست آری. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:3 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:53 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:44 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:21 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
اینجا یزده و اینجا باغ دولت آبادش..بادگیرها که روی تمام خونه های قدیمی هست دهلیزهای تنفسی شهره..باد بسیار خنکی میاد از زیرش..معمولا زیرش حوض آبه که باعث خنکی آب هم بشه... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:6 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
خدایا از من در مقابل مشکلات حمایت کن.
حالت خوبه بنده من؟ ممکنه یه سنگ کوچولو از دستم در رفته باشه...چیزیت شد؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:15 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:0 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
آلبرت انیشتین تئوری جدید ماده و انرژی رو تشریح میکنه (۱۹۳۴) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:25 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
پدرم اين جوري بود وقتي من : 4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده . 5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه . 6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر. 8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه. 10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت. 12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد. 14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله . 16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده . 18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه . 21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه 25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته. 30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره . 40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره . 50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:8 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري بيل گيتس موسس مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا كرد:
اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشينهايي سوار ميشديم كه قيمتشان 25 دلار و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود.
جنرال موتورز هم در جواب بيل گيتس اعلام كرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما ماشينهايي با اين مشخصات سوار ميشديم:
1- كيسه هوا(airbag ) قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما ميپرسيد: ? Are you sure
2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف ميكرد!
3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي ميكردند شما بايد يك ماشين جديد ميخريديد!
4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز ميايستاد و شما چارهاي جز استارت مجدد restart نداشتيد!
5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot down ميشد و استارت آن نيز ار كار ميافتاد. در اينگونه موارد چارهاي جز نصب مجدد reinstall نداشتيد!
6- فقط يك نفر از ماشين ميتوانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين مدل 95 يا NT براي آن صندليهاي بيشتري خريداري ميكرديد!
7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سريعتر و راحتتر از ماشينهاي مايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جادهها ميشد اين ماشينها را يافت!
8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض ميشدند!
9- صندليهاي جديد همه را مجبور ميكردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!
10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشههاي راهها ميكرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر ميشد!
11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه ميكرد خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد ميگرفتند چون هيچ يك از عملكردها و كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!
12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را ميزدند!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 17:47 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 17:46 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 15:45 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
مادرجون، اون عصا رو بهم میدی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 8:41 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
شاید شما هم دیده باشید که تو پارکها بچه های شیطون دوست دارن سرسره رو در جهت عکس برن بالا و کلی هم بقیه اعتراض میکنن که هووووه چکار مککنی! شهرداری تهران اخیرا در جهت کنترل ماجراجویی این بچه ها راهکار خوبی پیدا کرده و یک جایگاه اختصاصی بهشون داده. دستشون درد نکنه! عکس رو خودم از پارک جلوی خونمون انداختم! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 16:42 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:34 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:10 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:0 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
حداقل من تا حالا یه همچین طرحی ندیده بودم...
به نظرم قشنگ اومد عکسشو انداختم تا همه ببینن
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 10:14 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
من که اصلا از بابلسر خوشم نمیاد...اصلا از شهرهای ساحلی و شرجی یه تنفر لطیفی دارم
ولی بقیه نمیدونم چرا تقی به توقی میخوره فرتی میرن بابلسر!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 9:38 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
مردم حزب الله بابل هم شاهکار خلقتن واقعا
ببینید برای اینکه قبح شعار "انرژی هسته ای ...۲۰۰ تومن بسته ای" ریخته بشه رو دیوار چی نوشتن!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 9:1 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این عکس رو تو رشت انداختم
طرف فوق تخصص شلواره از برکلی
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 8:38 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||