|
|
|
|
|
این عکس رو دیروز از فرش فروشی دم خونمون انداختم
وقتی مدیر قبلی با یک مدیر پاسخگو ولی خسیس عوض میشه از این اتفاقا میفته!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 8:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این حمام سنتی زیبا در دل بازار وکیل کرمان واقع شده و در عهد صفویه و به دستور گنجعلی خان حاکم وقت کرمان ساخته شده است، حمام دارای ۶ غرفه مجزا و هر غرفه مخصوص صنف خاصی بوده است که عبارتست از:
۱) غرفه کشاورزان
۲) غرفه روحانیون
۳) غرفه پیشه وران
۴) غرفه کارگران
۵) غرفه خوانین
۶) غرفه بازرگانان
حمام دارای قسمتهای مختلفی مانند نظافتخانه، گرمخانه، سنگ زمان و همچنین غرفه مخصوص حجامت میباشد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:10 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
تو و طولی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست دور مجنون گذشت و نوبت ماست هر کسی پنج روز نوبت اوست
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11:8 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
once upon a time a guy asked a girl "will you marry me?" she said "No"... and the guy lived happily ever after the end |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 9:41 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:2 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم . ».....استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال اين بود: « کدام لاستيک پنچر شده بود؟ »....!!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 13:2 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
خیلیها دوست دارن تو سخنرانیها و نامه نگاریاشون تا جاییکه میشه واژه های پارسی رو بکار ببرن و از واژه های ساختگی و یا غیر ساختگی بیگانه رو بزارن کنار.این واژه هایی که گردآوری شده به این آدما میتونه کمک کنه. شاید شوربختانه دیگه دیر شده باشه که مثلا بجای "حاکم" از "مرزبان" استفاده کنیم ، ولی اطمینان دارم که میشه مثلا بجای "تصفیه" از "پالایش" استفاده کرد.
امیدوارم ازش بهره برداری بشه!
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:21 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
امروز که اومدم تو بالاترین انرژی باقیمانده روزانم ۱۰۰۰ بود، بدون اینکه فعالیتی داشته باشم یهو شد ۹۹۹ فکر کردم لابد اشتباهی رای دادم زیاد توجه نکردم...بعد از چند دقیقه که دوباره refresh کردم شد 991، دیگه طاقت نیاوردم و مجبور شدم این مطلب رو آپ کنم.. واسه شما هم این اتفاق افتاده؟ اگه نیفتاده بیشتر دقت کنید ، داره میفته! جیب بالاترین سوراخ شده و انرژی هامون داره ازش میریزه! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 10:3 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
امشب (۱۸ آذر ۸۶) کانال صدای آمریکا (VOAPERSIAN) برنامه میزگردی با شما میزبان هادی خرسندی طنز پرداز و شاعر طنز سیاسی چیره دست است و سعی داره به مسائل روز سیاسی کشور از دید طنز نگاه کنه..ساعت ۲۱:۰۰ به وقت تهران.سعی نکنید از دستش بدید!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:41 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اگر سفر نکنی، اگر چيزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی به آرامی آغاز به مردن ميکنی زمانيکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری ديگران به تو کمک کنند به آرامی آغاز به مردن ميکنی اگر برده عادات خود شوی، اگرهميشه از يک راه تکراری بروی... اگر روزمرگی را تغيير ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی به آرامی آغاز به مردن ميکنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهايي که چشمانت را به درخشش وا ميدارند و ضربان قلبت را تندترمی کنند، دوری کنی... به آرامی آغاز به مردن ميكني اگر هنگاميکه با شغلت نيستی، آنرا عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای روياها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل يکبار در تمام زندگيت ورای مصلحت انديشی بروی. امروز زندگی را آغاز کن! امروز کاری بکن! امروز مخاطره کن! نگذار که به آرامی بميری... شادی را فراموش نکن!
شعر از شاعر شیلیایی پابلو نرودا ، با ترجمه زیبای احمد شاملو. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 8:5 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 9:54 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
۱)آیا میدانستید شما هرگز قادر به ایجاد فولدری با نام CON در ویندوز نیستید؟
امتحان کنید! ۲)یک notepad باز کنید و توش تایپ کنید iran win via atoms ذخیرش کنید دوباره بازش کنید چی میبینید؟ مایکروسافت حذفش میکنه! ۳) یه صفحه word باز کنید و توش تایپ کنید: (rand (200, 99= بعد اینتر رو بزنید؟ چی شد؟ کف کردید؟ به نظر شما علت اینا چیه؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 16:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
پروانه مدتها در پی وصال گل بود...
گل بهانه میگرفت...پروانه به هر دری میزد...خسته شد..زخمی شد... گل دیگه حاضر نبود اونو بپذیره... پروانه به برگ پناهنده شد... همیشه عاشق باش، معشوق چه معنایی دارد؟ ساغر به هر شکلی که میخواهد باشد، این باده درون آنست که مستی میاورد
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 11:3 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 9:36 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
بیشتر به موزه شبیه است تا گورستان
و اینهم قبر صادق هدایت عزیز
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 15:23 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
واقعا محشره
دوره حملات وحشیانه مغول شماری از مردم به کوههای اطراف تبریز پناهنده میشن و با کمک یه سری عوارض سنگی و طبیعی به شکل کندوی زنبور عسل (البته در مقیاس بزرگتر) سر پناه هایی برای خودشون میسازن و همینجا ساکن میشن و بعد از دوره مغولها هم به دلیل محکم شدن پایه زندگی روستایی دیگه دلشون نمیاد از اینجا دل بکنن..عسل و گردو و بادام کندوان از تحفه های همین روستاست. ببینیدو لذت ببرید
دورنمای روستا
این کندوها همش خونست!
اینم چند تا عکس از داخل یکی از خونه ها
اینم صابخونه(به تصویر قاب شدش رو دیوار توجه کنید!)
اینم منم (ایستاده در سجاف اتاق دم در آشپزخونه)
اینم VIEW ایکه ملت میبینن (محوطه روستا)
محل نگهداری فضولات گاو و گوسفند مورد استفاده برای سوخت و کود (به سایه عکاس و وسواس به خرج دادن در انداختن عکس دقت شود!) پشت بام مشترک سه خانه
ظاهرا این خونه فاقد استعداد لازم برای کنده کاری و ساختن خانه تشخیص داده شده و بیخیالش شدن (ًقابل توجه بساز بفروشها و مترصدین فرصت سرمایه گذاری!)
غروب کندوان پشت یکی از کندوها
محل نگهداری علوفه محل نگهداری علوفه خوران!
زندگی مسالمت آمیز الاغ و مرغ
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
واقعا متاسف شدم وقتی یه همچین صحنه ای دیدم
رانندم میگفت به دستور امام جمعه وقت شهر (حاج آقا ملکوتی) دلیل اصلی احداث مصلا در این نقطه خفه کردن فضای طاغوتی ارگ علیشاه است. هرچند احساس کردم یه خورده داره متعصبانه در مورد این قضیه حرف میزنه ولی دلم خیلی گرفت، حالا مصلا اشکالی نداره دیگه چرا تبدیلش کردن به زباله دونی؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 14:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این برج آتش نشانی تبریزه، قدیما یکی میرفت بالاش و به محض دیدن دود بلافاصله تجهیزات آتش نشانی به اون نقطه شهر ارسال میشد، اما حالا...
فکر کنم کوچه بغلیش هم اگه آتیش بگیره نهایتا بتونه طبقه دوم ساختمون روبروییش رو ببینه!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 13:45 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا مسجد کبود تبریزه، این مسجد در سال ۱۱۵۱ هجری شمسی در اثر زلزله با خاک یکسان شد ولی به دلیل ارزش فراوان معماری که داشت با همون کاشیهای معرق بازسازی شد و انصافا هم بازسازیش عالیه
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 12:35 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا ساختمون شهرداری تبریزه...میگن اینجا اولین شهرداری ایران بوده که قدمتش حدود ۲۰۰ ساله
راست و دروغش گردن راننده آژانسی که برام توضیح میداد.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:47 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا مقبره الشعرای تبریزه، جایی که شهریار شعر ایران در اونجا راحت و آروم خوابیده...
یکی از محکم ترین دلایلم برای علاقمندیم به یادگیری زبون آذری فهمیدن شعر حیدربابا با همون احساسیه که شهریار در سرودنش به خرج داده، قطعا یک بیگانه پارسی زبون قادر به درکش نیست.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
تو تبریز اولین جاییکه مسافرا واسه بازدید میرن مجموعه شاه گلی (استخر شاه) است که میگن شاه برا خودش ساخته بود، بعد از انقلاب اسمش مثل خیلی جاهای دیگه تغییر کرد و تبدیل شد به ائل گلی (استخر مردم) و صد البته تبریزیهای غیور ترجیح میدن اسم سابقشو بگن
احساس کردم احتیاج به اطلاعات بیشتری دارم...از دور یه کیوسک دیدم...رفتم طرفش...هیچ مقام مسئولی جز یه پیشی شیطون رو در مقام پاسخگویی ندیدم!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:46 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 14:1 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
تزئینات خشتی و تنها قسمت باقی مانده از حصار قدیمی شهر کرمان که یادآور محدوده شهر تا اواخر دوره قاجاریه است. این قسمت از حصار مربوط به آخرین دوره تاریخی است که شهر درون حصار جای داشته و مربوط به ارگ حکومتی بوده است. طول باقیمانده برج و حصار نزدیک ۵۵ متر است.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:49 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
کرمان که بودم علاوه بر خرید قوتو و کلمپه و دیدن باغ شازده و مقبره شاه نعمت الله ولی و ... فرصتی دست داد تا بتونم درخت پسته و مزرعشو هم ببینم...جالب بود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:2 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا ماهانه ، شهر تریاکهای قهوه ای و مرغوب (!!)
اینجا زیارتگاه و شهر آمال و آرزوهای درویشان و صوفی هاست... معماری خوشگلی داره که فکر کنم دانشجوهلی معماری بدشون نیاد... یکنواختی در طرح های بنا اصلا نشون نمیده که ساخت و توسعه اینجا بیش از ۱۰۰۰ سال طول کشیده.. راستی تا یادم نرفته ، دم در این مقبره زیبا ، یه درویشی خفتم کرد و کتاب اشعار شاه نعمت الله ولی رو که قیمت پشت جلدش ۷ هزار تومن بود ، ۱۰ هزار تومن بهم فروشت !!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 10:59 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
منبع: تابلوی قاب شده در آتشکده یزد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 8:48 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
شکل فروهر (FARVAHAR) نشان زمان هخامنشیان و شاید روزگاران پیش از هخامنشیان باشد و بر اساس فلسفه و اصول و تعلیمات زرتشت پیامبر درست شده است.گزارش هر یک از قسمتهلی فروهر به شرح زیر است: 1- شکل پیرمرد نشان آنست که فروهر آدمی انسان را مانند پیرمردی جهاندیده و در کمال تجربت و دانایی و پختگی میخواهد. 2- دست راست برافراشته به بالا و جلو نشان توجه به خداوند بزرگ (اهورامزدا) ویا پیمودن راه راست از او پیروی و کامیابی و یاری خواستن است. 3- حلقه دست چپ نمایانگر عهد و پیمان و پایداری در آن است. 4- بالهای گشاده دارای سه طبقه نشان آنست که انسان باید همیشه با اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک به بالا بسوی پیشرفت بیشتر در پرواز باشد و هیچگاه سستی و زبونی و کاهلی را به خود راه ندهد. 5- حلقه میان کمر نمایانگر زمانی است که انسان در میان آن، جا گرفته و بایستی در این جهان با نیروی پارسایی و خداشناسی زندگی کندکه وقتی از دایره روزگار رهایی یافت، فروهر پاکش به بهشت جاودان و جای پاکان و پارسایان رهنمون سازد. 6- دو رشته پیوسته به حلقه کمر نمودار سپنتامینو و انگره مینو (نیکی و بدی) است و باید کوشید که نیروی انگره مینو (بدی) را پشت سر نهاده و در جلو درصدد تحصیل نیروی سپنتامینو (نیکی) بوده تا همواره نیکی را گسترش و بدی را محو نماییم. 7- قسمت زیرین که دامن مانند است و دارای سه طبقه میباشد نشان آنست که با اندیشه بد، کردار بد و گفتار بد مبارزه کرده و آنرا به زیر افکنده و پست و زبون ساخت و بیاری اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بسوی سربلندی و سروری و پیشرفت پرواز نمود.
منبع: تابلوی قاب گرفته شده در آتشکده یزد
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 8:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||