|
|
|
|
بوتیمار یا غَمخورَک نوعی پرنده است از راسته لکلکیان (Ciconiiformes)،خانوادهٔ حواصیلان (Ardeidae). بوتیمار از جمله مرغان افسانه ای ادبیات پارسی است که به خسیسی و خست شهره است .مشهور است که بوتیمار همیشه در تشنگی به سر می برده اما انهنگام که به رودخانه و دریا می رسیده ،چه غم بسیار می خورده که مبادا آب دریا تمام شود و او از تشنگی بمیرد ، زین جهت آب نمی خورده . از بوتیمار به نامهایی دیگر چون کیلان -غم خورک-مرغ غصه - نیز یاد می کنند . گرچه از بوتیمار به عنوان مرغی افسانه ای یاد شده اما به حقیقت بوتیمار گونه ای از بلند پایان است و زیر گونه خانواده حواصیلها شمرده می شود که بیش از پانزده گونه از انان تا به امروز شناخته شده و دو زیر گونه از انان نیز در ایران به همین نام شهره اند که در سیستان و سواحل خزر به میان نیزار ها و باتلاقها به فصول پر باران می زیند که بوتیمار و بوتیمار کوچک نامیده می شوند . بوتیمار آهسته و به دشواری و در ارتفاعی کم پرواز می کند و گردن خود را در هنگام پرواز جمع می کند و به هنگامه خطر بی حرکت می ایستد و منقار خویش را به شکلی خاص عمودی نگاه می دارد و به شکلی گوژ پشتانه حرکت می کند . وی رابطه نا مانوسی با انسان دارد و غالبا از انسان دوری می جوید و بیشتر به صبح زود یا به هنگام غروب از مخفی گاه خود بیرون می اید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 14:0 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
بابا چرا یکی این جمشید چالنگی رو نمیگیره بندازه بیرون از صدای آمریکا اعصاب آدمو خراب میکنه..اصلا نمیذاره مخالفش یک کلمه حرف بزنه دیشب هم همین بلا رو سر کاظم کردوانی آورد..یعنی اینقدر با نفوذه؟! من میگم وبلاگستان باید یه فشار به VOA بیاره واسه اینکه عوضش کنن یا حداقل یه خورده قابل تحمل تر بشه... انصافا تنها ضعف صدای آمریکا همین جمشید چالنگیه من که یک دماغ گندیده بهنام ناطقی رو ترجیح میدم به صد تا چالنگی --------------------------------------------------------------------------------------------------------- ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 12:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
دلم بدجوری واسه علی آقا سگ پز و ساندویچهای کرو کثیفش تنگ شده! خوش به حال اونایی که هنوز تو شریف درس میخوونن و از این نعمت هنوز بی نصیب نشدن! هر وقت گذرتون به اونجا رسید ، یه ژامبون سرخ شده با قارچ و پنیر با یه نوشابه فانتا هم به یاد ما بخورید.و صد البته سس های دست ساز علی آقا رو فراموش نکنید! هی روزگار، دلم تنگه! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:58 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
فکر کنم تو این یکی دو ماهه مسیرتون به مترو خورده باشه و اضافه شدن افزونه زائد صوتی انگلیسی (البته انگلیسی که چه عرض کنم) به سیستم اعلام ایستگاهها رو متوجه شده باشید. آخه خداییش "next station meydane emam Hossein alayhessalam" یعنی چی؟ حالا این ترکیب مزخرف به کنار؟ نمیشد یه لهجه غلیظتری واسه این کار میذاشتن؟ اصلا هدف چیه؟ کلاس؟ مردشورشونو ببره با این کلاس گذاشتنشون! راهنمایی خارجیها؟ با این راهنمایی ، داخلیهاشون هم گمراه میشن! آخه چقدر کج سلیقگی؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:42 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
این دو نفر یک توله شیر را زمانی که تازه به دنیا آمده بود از باغ وحش خریدند زمانیکه بزرگتر شد دیگر امکان نگهداری آن را در منزل نداشتند او را به سرزمین مادریش یعنی آفریقا برده و رها کردند دو سال بعد برای دیدن وضعیت شیر به آفریقا برگشتند و . . . . . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 16:3 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:30 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:4 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
ملاصدرا می گوید: |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:39 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت دهه فجر شرکت ندا به همه دارندگان موبایل در ایران، ۵ ساعت اینترنت dial upرایگان میده
مهلت استفادش هم تا اول اسفند ماهه کافیه یه SMS بزنید به این شماره و توش بنویسید Neda بلا فاصله واستون username و password میاد شماره: 30006332 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:26 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
شرکت پروژه های فارسی در سطح کشور ایران اقدام به ایجاد یک سیستم اتوماتیک تبلیغات برای مدیران سایت هایی ایرانی نموده است که علاقه دارند از طریق بازدیدکنندگان سایت یا وبلاگ خود کسب درآمد کنند . برای ثبت نام در این سیستم بسیار ساده کافی است کدي را در بین کد های HTML سایت خود قرار دهید . برای دریافت کد و نصب آن بر روی آگهی مشاهده شده در بالای صفحه کلیک کرده و مراحل را طی نمایید .
1 - چگونه كد هاي اين سيستم را در سايتم قرار دهم ؟ اين كد را مي توانيد در بين كد هاي HTML سایت خود قرار دهید . زبان برنامه نویسی سایت شما هر زبانی که باشد این سیستم قابلیت کارکرد در سایت شما به صورت صد درصد خواهد داشت . ۳ - چرا این سیستم بوجود آمد ؟ امروزه یکی از نیازمندی ها تبلیغ یک محصول در یک سایت خوب و پر بازدید است . چرا سایت شما آن سایت خوب و پربازدید نباشد ؟ ۴ - آیا می توانم من به جای آدرس سایت از آدرس دیگری استفاده کنم ؟ خیر ، هر سایت کد مخصوصی دارد که توسط آن شناخته می شود. ۵ - چرا بايد اين كد را در صفحه قرار دهم ؟ اين كد يك عكس در سایت شما نمایش می دهد و یا اطلاعات آماری سایت شما را نمایش می دهد. ۶ - قیمت هر کلیک بر روی عکس تبلیغات چقدر می باشد ؟ کاربران سایت شما هر زمانی که بر روی عکس تبلیغات کلیک کنند و به سایت مرجع راهنمایی شوند . مبلغ 60 تومان به پورسانت شما اضافه خواهد شد . ۷ - آیا این سیستم ، با هر کلیک به من پورسانت می دهد ؟ بله با هر کلیک پورسانت به شما داده می شود ولی سیستم دارای سیستم ضد تقلب است . بدین شکل که شما نمی توانید بار ها و بار ها بر روی عکس کلیک کنید و پورسانت بگیرید . سیستم در این موقعیت به کلیک های تکراری (کلیک های یک شخص خاص که مداوم کلیک می کند) پورسانت نمی دهد. ۸ - سرعت نمايش عكس به شكل مي باشد ؟ برعکس تمام سیستم های تبلیغاتی موجود در ایران ، این سیستم نرم افزار از سرعت بسیار بالای برخوردار است که این باعث می شود سرعت سایت یا وبلاگ شما تغییر نکند . ۹ - آيا با قرار دادن عكس پهناي باند من کم نخواهد شد ؟ خير بارگذاري عكس فقط از پهناي باند ما استفاده مي كند و پهناي باند شما حتي ۱ بايت هم مصرف نخواهد شد . ۱۰ - چگونه مي توانم از پورسانت خود مطلع شوم ؟ شما با ورود به سایت از قسمت بالا می توانید ، پورسانت خود را مشاهده کنید و همچنین می توانید تراکنش های بانکی را که برای حساب کاربری شما انجام شده است را به صورت آرشیو مشاهده کنید . ۱۱ - آيا مي توانم از اين كد در چندين صفحه كه بر روي يك دامين هستند استفاده كنم ؟ بلي شما مي توانيد به راحتي اين كد را در هر قسمتي از سايت خود (یک دامین) و بدون محدوديت صفحه بكار ببريد البته اگر از يك كد بر روي چند دامين استفاده كنيد . 12 - من ثبت نام کرده ام ولی کد را قرار نداده ام 13 - من کد و کلمه عبور خود را فراموش کرده ام حال برای دریافت مجدد چه مراحلی را دنبال کنم ؟ 14 - تراکنش های بانکی چه زمانی انجام می شود ؟ 15 - حداقل و حداکثر واریز پورسانت در یک دوره (یک ماه) چقدر می باشد ؟ 16 - اگر پورسانت من در یک دوره(یک ماه) کمتر از حداقل مقدار پرداختی بود پورسانت من برای ماه جدید صفر می شود ؟ 17 - پس از واریز تراکنش پورسانت من تغییر خواهد کرد؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 18:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این فایل پاور پوینتی با حجم۳ مگابایت حاوی چندین عکس با کیفیت بالا از تابلوهای مشهور و برخی از سالنهای موزه لوور پاریس است...عکسها رو یک موزیک زیبای فرانسوی همراهی میکه
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:50 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این فایل پاور پوینتی با حجم ۲ مگابایت حاوی ۱۸ عکس با کیفیت بالا از مناظر دیدنی پاریس است...عکسها رو یک موزیک زیبای فرانسوی همراهی میکه
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:32 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اگه نگران شکمم نبودم پدرتو در میاوردم پدرسگ!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
آخه با چه زبونی بگم تا بفهمی؟!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:25 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
ببخشید آقا مهد کودکمو گم کردم...میشه منو برسونید؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:23 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
احساس امنیت در کنار چنگال تیز مادر
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:19 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
عجب بالش نرم و عجب سگ خری!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:12 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
بیا کوچولو، نترس، خفش کردم...بیا رد شو!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:7 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
بچه ها بسه دیگه..زود باشید...صاحبش اومد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:5 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
آی محموووووووووووووود....خدا بگم چیکارت کنه!
آخه کفشو آخه اینجا در میارن؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:3 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
آخیش...چقدر خوبه که این سگا اینقده خرن!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 8:59 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
چیه داداش؟ همشو خودم کردم! اعتراض داری؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 8:55 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
قربونت برم الهی...کجا بودی تاحالا عزیز دلم؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 8:50 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
من خدای بزرگ را دوست دارم ولی از ناخدایان کوچک می ترسم! من محمد (ص) را دوست دارم ولی از گروه القاعده می ترسم! من علی (ع) رادوست دارم ولی از قاضی شارح می ترسم! من فاطمه (س) را دوست دارم ولی از زمین خواران سیرجان و فدک می ترسم! من حسن (ع) را دوست دارم ولی از جنگ قدرت می ترسم! من حسین (ع) را دوست دارم ولی از اصلاح طلبان اصولگرا می ترسم! من سجاد (ع) را دوست دارم ولی از عامل بی علم می ترسم! من باقر (ع) را دوست دارم ولی از عالم بی عمل می ترسم! من جعفر صادق (ع) را دوست دارم ولی از شیعه با شور وبدون شعور می ترسم! من موسی کاظم (ع) را دوست دارم ولی از قرآن مجالس ختم می ترسم! من رضا (ع) را دوست دارم ولی از نتیجه انتخابات مجلس هشتم می ترسم! من تقی (ع) را دوست دارم ولی از تقواداران متحجر می ترسم! من نقی (ع) را دوست دارم ولی از بازیگران سیاست می ترسم! من جواد (ع) را دوست دارم ولی از زندانبان بی منطق می ترسم! من مهدی (عج) را دوست دارم ولی از انجمن حجتیه می ترسم! من زینب (س) را دوست دارم ولی از لبریز شدن صبر محرومان می ترسم! من ابالفضل (ع) را دوست دارم ولی از جناح راست و چپ می ترسم من علی اکبر (ع) را دوست دارم ولی از ازدواج و بیکاری می ترسم! من حقیقت را دوست دارم ولی از فیلتر شدن می ترسم می ترسم....!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:59 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:12 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
حدود یک ساعت و نیم مونده به بازی استقلال اهواز و تهران
هیچ الهامی هم بهم نشده ، ولی استقلال باید ببره، همین! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 15:26 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
حدود ۲ ساعت مونده به اولین بازی هفته هجدهم لیگ برتر بین تیمهای نفت و پرسپولیس.
هواداران عزیز پرسپولیس شرمندتونم واقعا، این سومین باریه که به دلم افتاده که پرسپولیس میبازه تقصیر من نیست به خدا، دفعه های قبلی هم همینطوری شد و پرسپولیس باخت، اونم چه باختنی اینم آرشیو الهامات قبلی: آخ که من چقدر خوشحالم... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 13:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:26 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفعکنندهء گرما) است يا اندوترم (جذبکنندهء گرما)؟
شما به عنوان يک فيزيکدان ممکن است به قانون بويل-ماريوت متوسل شويد که ميگويد حجم مقدار معيني از هر گاز در دماي ثابت، به طور معکوس با فشاري که بر آن گاز وارد ميشود متناسب است. يا به عبارت سادهتر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند.
اما واقعيت چيز ديگري است!
اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير ميکند. براي اين کار احتياج به تعداد انسانهايي داريم که به جهنم فرستاده ميشوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک انسان وقتي وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نميکند. پس روشن است که تعداد انسانهايي که جهنم را ترک ميکنند برابر است با صفر. براي مشخص کردن تعداد انسانهايي که به جهنم فرستاده ميشوند، نگاهي به انواع و اقسام اديان رايج در جهان ميکنيم. بعضي از اين اديان ميگويند اگر کسي از پيروان آنها نباشد، به جهنم ميرود. از آن جايي که بيشتر از يک مذهب چنين عقيدهاي را ترويج ميکند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، ميتوان استنباط کرد که همهء انسانها به جهنم فرستاده ميشوند. با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه ميشويم که تعداد انسانها در جهنم مرتب بيشتر ميشود. حالا ميتوانيم تغيير حجم در جهنم را بررسي کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دماي ثابت با ورود هر انسان به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد:
۱) اگر جهنم آهستهتر از ورود انسانها به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود. ۲) اگر جهنم سريعتر از ورود انسانها به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:20 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
هوا بدجورى طوفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هردو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد :«ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين» . كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنهاافتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.» آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارين » نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه... نه!»دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.» آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل غذا ريختم و هم زدم. سيب زمينى، غذا، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم. ماريون دولن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 7:53 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||