|
|
|
|
خواهرمو بهت میدم فقط یه بلیط بده برم تو! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 8:27 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
خسته نباشی جوون |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 8:22 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
همونطور که احتمالا دیگه همه میدونن تو هفته قبل شیث رضایی بازیکن تیم پرسپولیس بخاطر یک بی عقلی کودکانه دچار توهم خود گوله نمک بینی شد و تو پرواز تهران-شیراز رفت پشت بلندگو و اعلام کرد هواپیما در حال سقوطه و بلوایی به پا شد...مامورین امنیت پرواز هم بلافاصله دستگیرش کردن و تشکیل پرونده و دادگاهی شدن و از این جور چیزا! باشگاه پرسپولیس هم یه زرنگی کرد و بلافاصله اعلام کرد که شیث رضایی رو به خاطر این حرکت از دو بازی بعدی محروم میکنه و ۲۵٪ از مبلغ قراردادشو هم بعنوان جریمه ضبط میکنه..بگذریم از اینکه سنگ بزرگ نشونه چیه و اخیرا هم شورای استیناف (!!) باشگاه گفت نظر به حساسیت بازی این تیم با پاس ، استثنائا شیث تو این بازی ، تو فهرست باشه! یه نامه هم نوشتن به هواپیمایی آسمان و گفتن توروخدا از شکایتتون صرف نظر کنید ، چون ما خودمون این گوله نمک رو جریمه کردیم!! کاری به این نداریم که هواپیمایی آسمان نظرش در مورد این درخواست چیه ولی امروز من داشتم به این موضوع فکر میکردم که هواپیمایی آسمان چه نکاتی رو باید در نظر بگیره...از یه طرف ، نظم و انضباط و قوانین و قاطعیت و کلاس پرواز رو باید در نظر بگیرن و از طرف دیگه احتمال اینو میدن که اگه سرسخت باشن، ممکنه باشگاه پرسپولیس دیگه از این پرواز استفاده نکنن، با توجه به اینکه این تیم بطور متوسط هر دو هفته یکبار یه پرواز رفت و برگشت تقریبا ۲۷ نفره داره میشه حساب کرد که در اثر این تحریم ، شرکت آسمان روزانه بطور متوسط ۴ تا از مسافراشو از دست میده، خب شاید این عدد هم زیاد قابل توجه نباشه ولی فرض کنید همه طرفدارای پرسپولیس هم بخوان واسه تحت فشار قرار دادن این شرکت یه همچین تصمیمی بگیرن! ببینید چی میشه! هرچند این فقط یه احتماله و احتمال ضعیفی هم هست ولی من فکر میکنم همین احتمال ضعیف اونقدر ریسک بالایی داره که هواپیمایی آسمان رو مجبور کنه که از شکایتش دست بر داره!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8:13 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 8:25 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این عکسو دیروز همکارم تو خیابون با موبایلش انداخت!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:38 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
هر چند شعرهای شاعران اواخر قاجار و اوایل پهلوی با سیاست آمیخته بود ولی کمتر کسی مثل میرزاده عشقی پیدا می شد که اینگونه بی پروا به سران مملکت بتازد. هر چند که همین شعرها و نوشته هایش باعث قتلش شد ولی نام میرزاده عشقی که در سن ۳۱ سالگی برای آزادی به قتل رسید در ذهن مردم باقی خواهد ماند. در حقيقت در عدل، ار در اين بام و درست آن که بگرفته از او تا کمر ايران گه پدر ملت ايران، اگر اين بي پدر است به مدرس نتوان کرد جسارت اما اين حرارت که به خود احمد آذر دارد شفق سرخ نوشت آصف کرماني مرد آن دهستاني تحميلي بي مدرک و لر گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله گر رود موتمن الملک به مجلس گاهي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:30 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
من به این عکاس نگاه میکنم، تو به اون یکی نگاه کن!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:39 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:30 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:20 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
وقتی زبان سایه ها گویاتر است
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:0 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
اي غريو تو ارغنون دلم چه فسوني است در فسانه تو چشم از نقش تو نگارين است من هم از آن فن و فنون دانم وز مواعظ كه ميكني آنگاه گوهر شب چراغ رفسنجان بازوان امام آنكه دگر در ركوع و سجود خامنهاي او به يك دست و من هزاران دست من بروني نيم خدا داند پيرم از چرخ واژگون و عليل طوطي عشقم و زبان از بر درس من خارج است و حاشيه نيست شهريارم لسان حافظ غيب
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:16 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||