|
|
|
|
دلم بدجوری واسه علی آقا سگ پز و ساندویچهای کرو کثیفش تنگ شده! خوش به حال اونایی که هنوز تو شریف درس میخوونن و از این نعمت هنوز بی نصیب نشدن! هر وقت گذرتون به اونجا رسید ، یه ژامبون سرخ شده با قارچ و پنیر با یه نوشابه فانتا هم به یاد ما بخورید.و صد البته سس های دست ساز علی آقا رو فراموش نکنید! هی روزگار، دلم تنگه! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:58 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این حمام سنتی زیبا در دل بازار وکیل کرمان واقع شده و در عهد صفویه و به دستور گنجعلی خان حاکم وقت کرمان ساخته شده است، حمام دارای ۶ غرفه مجزا و هر غرفه مخصوص صنف خاصی بوده است که عبارتست از:
۱) غرفه کشاورزان
۲) غرفه روحانیون
۳) غرفه پیشه وران
۴) غرفه کارگران
۵) غرفه خوانین
۶) غرفه بازرگانان
حمام دارای قسمتهای مختلفی مانند نظافتخانه، گرمخانه، سنگ زمان و همچنین غرفه مخصوص حجامت میباشد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:10 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 9:54 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 9:36 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
واقعا محشره
دوره حملات وحشیانه مغول شماری از مردم به کوههای اطراف تبریز پناهنده میشن و با کمک یه سری عوارض سنگی و طبیعی به شکل کندوی زنبور عسل (البته در مقیاس بزرگتر) سر پناه هایی برای خودشون میسازن و همینجا ساکن میشن و بعد از دوره مغولها هم به دلیل محکم شدن پایه زندگی روستایی دیگه دلشون نمیاد از اینجا دل بکنن..عسل و گردو و بادام کندوان از تحفه های همین روستاست. ببینیدو لذت ببرید
دورنمای روستا
این کندوها همش خونست!
اینم چند تا عکس از داخل یکی از خونه ها
اینم صابخونه(به تصویر قاب شدش رو دیوار توجه کنید!)
اینم منم (ایستاده در سجاف اتاق دم در آشپزخونه)
اینم VIEW ایکه ملت میبینن (محوطه روستا)
محل نگهداری فضولات گاو و گوسفند مورد استفاده برای سوخت و کود (به سایه عکاس و وسواس به خرج دادن در انداختن عکس دقت شود!) پشت بام مشترک سه خانه
ظاهرا این خونه فاقد استعداد لازم برای کنده کاری و ساختن خانه تشخیص داده شده و بیخیالش شدن (ًقابل توجه بساز بفروشها و مترصدین فرصت سرمایه گذاری!)
غروب کندوان پشت یکی از کندوها
محل نگهداری علوفه محل نگهداری علوفه خوران!
زندگی مسالمت آمیز الاغ و مرغ
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:37 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
واقعا متاسف شدم وقتی یه همچین صحنه ای دیدم
رانندم میگفت به دستور امام جمعه وقت شهر (حاج آقا ملکوتی) دلیل اصلی احداث مصلا در این نقطه خفه کردن فضای طاغوتی ارگ علیشاه است. هرچند احساس کردم یه خورده داره متعصبانه در مورد این قضیه حرف میزنه ولی دلم خیلی گرفت، حالا مصلا اشکالی نداره دیگه چرا تبدیلش کردن به زباله دونی؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 14:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
این برج آتش نشانی تبریزه، قدیما یکی میرفت بالاش و به محض دیدن دود بلافاصله تجهیزات آتش نشانی به اون نقطه شهر ارسال میشد، اما حالا...
فکر کنم کوچه بغلیش هم اگه آتیش بگیره نهایتا بتونه طبقه دوم ساختمون روبروییش رو ببینه!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 13:45 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا مسجد کبود تبریزه، این مسجد در سال ۱۱۵۱ هجری شمسی در اثر زلزله با خاک یکسان شد ولی به دلیل ارزش فراوان معماری که داشت با همون کاشیهای معرق بازسازی شد و انصافا هم بازسازیش عالیه
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 12:35 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا ساختمون شهرداری تبریزه...میگن اینجا اولین شهرداری ایران بوده که قدمتش حدود ۲۰۰ ساله
راست و دروغش گردن راننده آژانسی که برام توضیح میداد.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:47 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا مقبره الشعرای تبریزه، جایی که شهریار شعر ایران در اونجا راحت و آروم خوابیده...
یکی از محکم ترین دلایلم برای علاقمندیم به یادگیری زبون آذری فهمیدن شعر حیدربابا با همون احساسیه که شهریار در سرودنش به خرج داده، قطعا یک بیگانه پارسی زبون قادر به درکش نیست.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
تو تبریز اولین جاییکه مسافرا واسه بازدید میرن مجموعه شاه گلی (استخر شاه) است که میگن شاه برا خودش ساخته بود، بعد از انقلاب اسمش مثل خیلی جاهای دیگه تغییر کرد و تبدیل شد به ائل گلی (استخر مردم) و صد البته تبریزیهای غیور ترجیح میدن اسم سابقشو بگن
احساس کردم احتیاج به اطلاعات بیشتری دارم...از دور یه کیوسک دیدم...رفتم طرفش...هیچ مقام مسئولی جز یه پیشی شیطون رو در مقام پاسخگویی ندیدم!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:46 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
تزئینات خشتی و تنها قسمت باقی مانده از حصار قدیمی شهر کرمان که یادآور محدوده شهر تا اواخر دوره قاجاریه است. این قسمت از حصار مربوط به آخرین دوره تاریخی است که شهر درون حصار جای داشته و مربوط به ارگ حکومتی بوده است. طول باقیمانده برج و حصار نزدیک ۵۵ متر است.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:49 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
کرمان که بودم علاوه بر خرید قوتو و کلمپه و دیدن باغ شازده و مقبره شاه نعمت الله ولی و ... فرصتی دست داد تا بتونم درخت پسته و مزرعشو هم ببینم...جالب بود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:2 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
اینجا ماهانه ، شهر تریاکهای قهوه ای و مرغوب (!!)
اینجا زیارتگاه و شهر آمال و آرزوهای درویشان و صوفی هاست... معماری خوشگلی داره که فکر کنم دانشجوهلی معماری بدشون نیاد... یکنواختی در طرح های بنا اصلا نشون نمیده که ساخت و توسعه اینجا بیش از ۱۰۰۰ سال طول کشیده.. راستی تا یادم نرفته ، دم در این مقبره زیبا ، یه درویشی خفتم کرد و کتاب اشعار شاه نعمت الله ولی رو که قیمت پشت جلدش ۷ هزار تومن بود ، ۱۰ هزار تومن بهم فروشت !!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 10:59 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:7 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:31 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:25 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:14 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
طاق کوچک طاق بستان
طاق بزرگ طاق بستان
فرشته نگهبان سمت راست
فرشته نگهبان سمت چپ آسیب دیده و مرمت شده!!
بزم خسرو پرویز
نمای طاقبستان در شب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 19:11 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
ایران بزرگ است و مرهون بزرگواریهای ایرانیان در سراسر تاریخ، و چه کسی میتواند افتخار کند که از قوم شریف کرد، ایرانی تر است. سید محمد خاتمی-سنندج-فروردین ۷۶
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:38 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
حول و حوش ساعت ۳:۴۵ بعد از ظهر بود که یهو دیدم همه مساجد شهر شروع کردن به اذان گفتن. اولش شوکه شدم..بعدش یادم اومد که اهل سنت نماز ظهر و عصرشون و همچنین نماز مغرب و عشا رو جدا میخونن و قاعدتا برای هر کدومشون مساجدشون اذان جدایی میگه..بالغ بر ۹۰ درصد شهر سنی هستند.نمیدونم فلسفه یه گلدسته بودن مساجد اهل سنت و دوگلدسته بودن مساجد اهل تشیع چیه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:29 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:23 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
پارک جنگلی آبیدر سنندج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:19 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
آبیدر سنندج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:15 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
سایه من در آبیدر |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:12 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
استراحت دو سرباز خسته در سایه درختان آبیدر سنندج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:9 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
یک درخت صنوبر واقع در آبیدر سنندج که به شیوه زیبایی حرس شده |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:7 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
اینجا پارک جنگلی آبیدر سنندج است، بعد از یک ماموریت خسته کننده واقعا دلچسب بود |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:2 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:23 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:44 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
اینجا یزده و اینجا باغ دولت آبادش..بادگیرها که روی تمام خونه های قدیمی هست دهلیزهای تنفسی شهره..باد بسیار خنکی میاد از زیرش..معمولا زیرش حوض آبه که باعث خنکی آب هم بشه... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:6 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
حداقل من تا حالا یه همچین طرحی ندیده بودم...
به نظرم قشنگ اومد عکسشو انداختم تا همه ببینن
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 10:14 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
|
من که اصلا از بابلسر خوشم نمیاد...اصلا از شهرهای ساحلی و شرجی یه تنفر لطیفی دارم
ولی بقیه نمیدونم چرا تقی به توقی میخوره فرتی میرن بابلسر!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 9:38 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
![]() نمیدونم فیلم ضیافت مسعود کیمیایی رو دیدید یا نه ولی بهر حال این جمعه من به همراه 9 نفر از دوستان هم دبیرستانی بعد از ده دوازده سال بیخبری از هم هویجوری ییهو(با لهجه نادرسلیمانی خوانده شود!) مثل فیلم هندیها همدیگرو پیدا کردیم و یه قرار کوهنوردی گذاشتیم و خیلی هم خوش گذروندیم .جالبه یکی دکتر شده یکی مهندس یکی دستفروش یکی معلم میشه و یکی میشه باده فروش! توصیه میکنم حتما همه از این کارا بکنن خیییییییییییییلی واسه روحیه خوبه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:8 توسط حسین دستاویز
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
|
||
|
|
|
|
| ||