تبليغاتX
سنگ مف گنجیش مف - خواب دیدم ایشالله خیره
یه چیزایی رو نمیشه تو سینه حبس کرد. اونا رو میذارم اینجا!
خواب خفنی دیدم دیشب

یه آقای نورانی منو برد یه جای بزرگ که زمینش تا چشم کار میکرد چمن کاری شده بود....

۲۲ نفر تو چمن ها بودن و نزدیک صدهزار نفر دور این ۲۲ نفر حلقه زده بودن

یه ظرف طلایی که برقش چشمهارو خیره میکرد توسط یه عده ای بالا و پایین میرفت...

اون آقای نورانی بهم گفت این جماعت از شهری به نام اصفهان هستند...

ییهویی از خواب پریدم...

کسی میدونه تعبیرش چیه؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:32  توسط حسین دستاویز  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh